السيد الخميني
31
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
باشد ؛ حمد از هر حامدى ؛ هر حامدى كه حمد مىگويد اين به اسم اللَّه حمد مىگويد . يعنى گوينده خودش اسم است و همهء اعضا و جوارحش هم از اسماء هستند ؛ و حمد كه از انسان واقع مىشود به اعتبار اينكه او اسم است ، به اسم خدا حمد واقع مىشود . شما هم كه اسم ديگرى هستيد ؛ زيد هم يك اسم ديگر است . اينها هر كدام اسماى خدا هستند ؛ يعنى مظاهر اسماء . اين جهت را توجّه كنيد كه در فاعل الهى كه فاعل وجود است با فاعلهاى طبيعى اين فرق هست - خيلى فرقها هست ، يكى از فرقها هم اين است - كه آن چيزى كه از مبدأ الهى ، كه به آن فاعل الهى گفته مىشود صادر مىشود ، به طورى فانى در مصدر است كه هيچ حيثيتى از خودش ندارد ؛ هيچ نحو استقلالى از خودش ندارد . حالا براى نزديكتر شدن به ذهن [ مىگوييم ] : مثل شعاع شمس مىماند به شمس ، ولو اينطور هم نيست ، غير از اين است ، بالاتر از اين است . لكن شعاع شمس در مقابل شمس [ از ] خودش هيچ استقلالى ندارد . در فاعل الهى كه نفسِ ايجاد ، نفسِ وجود از مبدأ خير صادر مىشود ، اين هيچ نحو استقلالى از خودش ندارد يعنى نه در تحقّق و نه در بقا . نه يك موجودى است كه اگر آن شعاع ، شعاع وجودْ از آن گرفته بشود بخواهد موجود باشد ( تحقّق داشته باشد ) ، آنِ واحد هم نمىتواند . ممكن همان طورى كه در تحقّق محتاج به مبدأ است ، در بقا هم محتاج است . و چون هيچ حيثيتى از خودش ندارد و فانى در مبدأ است ، از اين جهت در عين حالى كه ظهور اسماء اللَّه است خودش اسماء اللَّه است ، اسماء اللَّهِ فعلى است . در عين حالى كه نورِ سماوات و ارضْ ظهورِ نور خداست ، لكن اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . در عين حالى كه اين ظهور اوست ، نه اين است كه خود او باشد ؛ لكن اين ظاهر بهطورى فانى در مبدأ ظهور است ، و اين موجود به طورى در مبدأ خود فانى هست و هيچ نحو استقلالى ندارد كه اين